سرمای زمستان و گرمای آتش
هیچ یک مرحمی بر درد بی درمانم نیستند چرا که تاب یکی را ندارم و به دیگری پناه می برم و همان دیگری آتش بر وجودم می افکند
بسی بهارم آرزوست
بهاری نه گرم و نه سرد
نه یخبندان و نه سوزان
دلنشین و مفرح
آرام و آرام بخش
غرق در سکوت
.
.
.
.
.
بسی سکوتم آرزوست
همهمه ی بیرون و نجوای درون و من عاصی
.
.
هیچ یک مرحمی بر درد بی درمانم نیستند چرا که تاب یکی را ندارم و به دیگری پناه می برم و همان دیگری آتش بر وجودم می افکند
بسی بهارم آرزوست
بهاری نه گرم و نه سرد
نه یخبندان و نه سوزان
دلنشین و مفرح
آرام و آرام بخش
غرق در سکوت
.
.
.
.
.
بسی سکوتم آرزوست
همهمه ی بیرون و نجوای درون و من عاصی
.
.
2 comments:
مریم قشنگم
عوض کردن محیط بیرون کار سخت و وقت گیریه و معلوم هم نیست که جواب بده
ولی درون رو راحت تر میشه تغییر داد کافیه آدم سعی کنه یکمی با انصاف تر واقع بین تر و با خودش رو راست تر باشه
میدونی بشر تا بوده مالک هیچ چیز جز رویا هاش نبوده
پس عزیز دلم برای درمان دردها به چیزی نباید پناه برد که درمانش درون خود ماست
دوستت دارم بوس
سلام..
در اندرون من خسته دل ندانم ..کیست..که من در سکوتم و ا و در فغان و در غوغاست....یاحق
Post a Comment