Friday, February 1, 2008

فارسی

و بالاخره به فارسی
اصولا همیشه از فارسی اجتناب می کنم چرا که واژگان بیش از حد توانم بر وجودم سنگینی می کنند
بیش از ظرفیت ذهنم برایم مفهوم دارند هر واژه را عمیقا لمس می کنم
بسیار شیفته ی این شکر زبان پارسی هستم
تک تک اجزایش را عاشقانه تحسین می کنم

4 comments:

Anonymous said...

پارسی را پاس میداریم،

جایی باید باشد برای گفتن چیزهایی، از گذشته و در اکنون.
از آنجایی که دیروزاست و اینجایی که روز دیگریست.
از پل هایی که خراب شد و در هایی که بستند؛ بستید یا که بسته شد...حالا دیگر چه فرقی میکند.
اکنون را زنده ایم و پس از اکنون را، تا روزی که فردایش را نخواهیم دید.

Unknown said...

سلام..
شکر شکن شوند همه طوطیان هند..زین قند پارسی که به بنگاله می رود

Shaghayegh.Buali said...

تو به هر زبانی که بنویسی زیبا می شه چون درون زیبایی داری خانومی

Anonymous said...

فارسی یا هر زبان دیگری به گرانقدر است اگر الهی بگوید و پوچ است اگر به هجو بپردازد اما من در ایران آمده ام پس بگذار با زبانی که برایم انتخاب شده فریاد بزنم که از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.