Tuesday, July 29, 2008

writing

Well well well, what’s ever more enjoyable than writing and writing and writing?
It seems to me as if I only advertise for writing on this web log and in practice don’t write any thing, I write about writing and don’t write any thing about some thing!!!!!!
In addition to all the nonsense above, I’ve been enjoying the blistering summer at home
Home, sweet home, I love home even if it burns....

5 comments:

شریعتی said...

سلام
زیبا بود
همین که حرف دلت رو می زنی کافی هست
بی واسطه قابل درک هست
...
همیشه می خوانمت
به امید خدا
خوش باشی

عطا said...

ممنون از راهنماییت...این کتاب 4 جلدی رو تموم کنم، میرم سراغش...راستش زیاد نه...شاید چون اولین کتایی بوده که ازش خوندم،نتونستم ازش خوشم بیاد...

شریعتی said...

سلام مریم
چرا از وبلاگ من سر نمی زنی ؟؟
چرا نمی آی ؟؟
تو که باید بهتر از این ها باشی و هستی هم
کجایی مریم ؟؟
منتظرم
...
به امید خدا
خوش باشی

شریعتی said...

سلام
چقدر انتظار کشیدم
جان انسان ها مگر چقدر تحمل داره و دلگیری اون ها چقدر ؟؟؟
از کدام غفلت این چنین شد ؟
من جز خود خودم و جز کستاخی عجولانه ام بدی دیگری ندارم ... همه انسان ها در تصویر خودسون و زلالی حرف ها و تصویر ها ودغدغه هاشون این همه تنها هستند ؟؟؟
این حرف های من از سر عاشقی نیست ... به این بی شرافتی هیچ وقت آلوده نبودم ... کودک درون از بزرگی من ، بزرگتر هست ... راحت حرف می زنه
فقط همین ...
مریم عزیز کجاست ؟؟؟؟
" من دلم تنگ است
دلم تنگ است
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا ...
"
مریم منتظرم
به امید خدا
خوش باشی

شریعتی said...

سلام
وقت به خیر
همیشه با خودم می گم ایشون با وجود این که لطفش بیش از اندازهست چرا
هنوز با من خوب نیست
" جهان ماندگار است و ما رفتنی "
شاید البته
امید وار یک روزی تو هم از خواننده های وبلاگ من باشی و اون جا بتونیم بیشتر هم رو نقد کنیم
"پشت دریا شهری ست شاید"
...
منتظرم
به امید خدا
خوش باشی